رادیو

شماره بیست‌و‌هفتم / سوت و کف برای طویله‌ای آباد و صنعتی

در این شماره ما دموکراتیک می شویم. به همین مناسبت با یادی از بابی ساندز به سراغ تاچر می رویم. از آزادی می گوییم، جایی که در آن خرید و فروش سلاح، درست مثل دسترسی به اطلاعات شخصی افراد آزاد است.
با کمک خدایان اسطوره ای یونان، شکوه دموکراسی امروز را به تصویر می کشیم و به صدای سامویل میرانتین از بلندای المپ گوش می سپاریم. بعد از آن به دفتر مرکزی آمازون می رویم تا روایتی از بچه بازی، تجاوز و امنیت ملی بشنویم … Continue Reading

شماره بیست و ششم / از خزانه تا ونک

در این شماره در میانه زمستان آلوده تهران به فلکه چهرام خزانه می رویم. فارغ از اینکه شما بدانید فلکه چهارم خزانه‌ای هم در تهران هست. با مجید دنبه و ممد بستنی همراه می شویم و با بُهت به صدای گروه کُر گوش می کنیم. از مفهوم اراذل و اوباش می گوییم و اینکه چگونه می شود که از این نام می ترسیم. با لباس‌های سبز در دادگاه انقلاب راوی کهریزک می شویم و ماجرای ورود اشتباهی «ما» به جایی که قرار بود جای «آنها» باشد را مرور می کنیم… Continue Reading

شماره بیست و پنجم / درباره جای طناب

در این شماره ما به ستایش پویندگان راه حقیقت و آزادی می پردازیم. به شنود حرفهای آنان درباره آزادی بیان، سانسور، حقیقت شعر و دیگر چیزها می‌نشینیم. یواشکی از گوشی تلفن شعرهایشان را گوش می کنیم.

بعد به سراع تلفنی می رویم که ساعت ها و روزها بی پاسخ مانده بود… Continue Reading

در ستایش گرسنگی

بشنوید و با ما بگویید… Continue Reading

شماره‌ی بیست و سوم / سال فنگ

در این شماره ما یک ساله می شویم. از آشیانه پر می گیریم و از خودمان می گوییم. از چرایی انتخاب رادیو با شما خواهیم گفت. سپس خاطره تولد رادیو فنگ را بازگو خواهیم کرد. با سرک کشیدن در شماره های پیشین از آنچه که به دنبالش میگشتیم خواهیم گفت. در پاسخ به انتقادات از فکرها، خشم ها و محدودیت هایمان میگوییم وتفاوت های کارمان با بازی فوتبال را شرح می دهیم.
در ادامه خواهید شنید که چگونه می توان رخوت شخصی را به کاری جمعی بدل کرد و فردیت افسرده را نجات داد. سپس باز هم تاکید خواهیم کرد که حرفه ای نیستیم و حرفه ای نخواهیم شد. در گزارشی که در آن صدای شدید زدن “ر” به گوش می رسد توضیح… Continue Reading

شماره‌ی بیست و دوم / از ما آلزایمر نخواهید

در این شماره ما با حیرت از وقاحت کسانی که تنور انتخابات‌شان با آتش خانه‌های ما گرم می‌شود خشمگین می‌شویم. از وقاحت جنگ‌طلبان به سراغ وقاحت اعلیاحضرت می‌رویم که خیره در چشم‌های مردم از سیاهی ماست می گوید و آن را به اشک تمساح مزین می کند. با رضا براهنی شما را از کشتن خسرو گلسرخی باخبر می‌کنیم که دوهزار و پانصد سال پیش از این رخ داده است.
با غلامحسین ساعدی از شبه هنرمند خواهیم گفت و از «سانسوری» که سانسور می‌شود تا «ممیزی» نام مستعارش باشد. از زبان سعید سلطان‌پور دشواری متعهد بودن را خواهیم شنید و راوی رنجی می‌شویم که شاعران و نویسندگان ایرانی کشیدند… Continue Reading

شماره‌ی بیست و یکم / فتیشت را زمین بگذار

در این شماره ما خطرناک می شویم و در میان صدای انفجار بمب ها از تعاریف رسمی از تروریسم می گوییم.
با اولریکه ماینهف از تفاوت میان مقاومت و اعتراض می گوییم و به سراغ رسانه هایی می رویم که کلیشه های مربوط به خیر و شر را برایمان به ارمغان آورده اند…. Continue Reading

شماره بیستم / سینه‌خیز به سمت تباهی

در این شماره پس از خرداد بی‌حادثه تهران به صبح جمعه بیستم می‌رسیم. از کسانی می‌گوییم که بند کفشهایشان را محکم می‌کنند که نه از شیر که از همراهشان جلو بزنند. در تالار افتخارات یک مدرسه قدمی می‌زنیم و از تلاش همگان برای بالاتر ایستادن از سطح میانگین می‌گوییم. پیش از آن‌که چماق استثنا بر سرمان بخورد مدرسه را به سمت پادگان ترک می‌کنیم. از امیدی می‌گوییم که خیلی زود با تلاش فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های کشور نا‌امید شد.
با مانیفست فوتوریست‌ها به رویاهای یک هنرمند نوجوان باز می‌گردیم. از دانشجویان ترم اولی می‌گوییم که به پاریس هشت می‌اندیشند و از المان‌های هنر ایرانی استفاده می‌کنند. … Continue Reading

شماره‌ی نوزدهم / فلسطین انتقام من است

در این شماره ما به سراغ آرمان ِ فلسطینی بی دیوار حائل و برای همه‌ی ساکنان و آوارگانش می‌رویم و این همه را به تراب حق‌شناس تقدیم می‌کنیم، گرچه می‌دانیم برای یک عمر تلاش برای آرمان فلسطین پیشکشی ناچیز است. با صدای محمود درویش آغاز می‌کنیم، از جنایت دیریاسین تا قراردادهای صلح با مبارزان فلسطینی همراه می‌شویم تا ببینیم چگونه آرزوی مردمی برای زندگی پاسخی چنین وحشیانیه گرفته است. صدای مردی را می شنویم که فریاد برآورد بس است بس است بس است. با نزار قبانی و دلال المغربی سوار اتوبوسی می‌شویم که برای چهار ساعت پایتخت جمهوری فلسطین شد… Continue Reading

شماره‌ی هجدهم / مازورفرمیسم

در این شماره ما بی‌رحم می‌شویم، چرا که همه آلوده‌اند. از تلاش‌ها برای یافتن همکارمان می‌گوییم که در دهه‌ی دوم اسفندماه اسیر بهمن شده بود. به کمک ساموئل میرانتین با دیو سپید پای در بند آب سردی می‌نوشیم تا خاطره‌ی سرخی آتش در آخرین چهارشنبه‌ی سال را فراموش کنیم…. Continue Reading