آبان ۱۳۹۰

شماره‌ی هفت / تراژدی یا کمدی؟ بله لطفا

در هفتمین شماره‌ی رادیوفنگ، از بهارشیراز با شما سخن میٰ‌گوییم. در این شماره صداهای ما گرفته است، و ما سعی می‌کنیم با گرفتگی صدا به پرسیدن ادامه دهیم و پرسش اصلی از همین‌ گرفتگی آغاز می‌شود. با شما از تاریخ شکست می‌گوییم، به یاری شفیعی کدکنی با محزون و مفلس و فنایی همراه می‌شویم، تا

Continue Reading

شماره شش / خشمگین از امپریالیسم، ترسان از انقلاب

در این شماره صدای ما می‌لرزد و ما با صدایی لرزان خطاب به دوستان ِ نادیده‌مان، که امیدواریم شما هرگز به صف آن‌ها نپیوندید، نامه خواهیم خواند. سپس به کمک محمود درویش از یک شعرشناس، یک بازجو و یک قاتل یاد خواهیم کرد. با همکاری برشت به سراغ ننه‌دلاور و فرزندانش، سرجوخه و کشیش خواهیم

Continue Reading

شماره‌ی پنج / چگونه پروست نتوانست زندگی شما را دگرگون کند

در این شماره صدای ِ ما را از پس ِ سوزها و سازها می‌شنوید. از استودیویی که نداریم. با شما از کلاس‌هایی می‌گوییم که از آن‌ها فارغ نشدیم. با خبرنگار ویژه‌مان از دوردست‌ها همراه می‌شویم. با اشرار از زاهدان، به پشت ِ مرزهای مه ۶۸ می‌گریزیم و به جستجوی زمانی از دست رفته می‌پردازیم. با

Continue Reading

شماره‌ی چهارم / از فیسبوک می‌خواهیم که کلینتون خفه شود

در این شماره، همزمان با اولین باران پاییزی ما بی‌خانمان می‌شویم. با استودیو فریمان خداحافظی می‌کنیم و در جستجوی استودیوی بعدی در حال اندازه‌‌گیری فاصله‌مان با انقلاب هستیم. در این میان با یک کوچ دسته‌جمعی مواجه خواهیم شد. با برخی‌ها سرشاخ می‌شویم، به بعضی‌ها یادآور می‌شویم که وقتی یک آدم‌خوار با کارد و چنگال غذا

Continue Reading