شماره‌ی هجدهم / مازورفرمیسم

در این شماره ما بی‌رحم می‌شویم، چرا که همه آلوده‌اند. از تلاش‌ها برای یافتن همکارمان می‌گوییم که در دهه‌ی دوم اسفندماه اسیر بهمن شده بود. به کمک ساموئل میرانتین با دیو سپید پای در بند آب سردی می‌نوشیم تا خاطره‌ی سرخی آتش در آخرین چهارشنبه‌ی سال را فراموش کنیم. با خاطره‌ی شانزدهم آذر ۸۳ از کسانی می‌گوییم که می‌خواستند بیرون‌مان کنند. تا آدم شویم.

بعد سرگرم نقد اصولی می‌شویم. از قوانینی می‌گوییم که تغییر نکردند، مگر به زیان ما، و از نهادهایی می‌گوییم که تشکیل نشدند و اگر شدند پایدار نماندند. از تساهل و تسامحی می‌گوییم که تنها رو به قدرت معنا یافتند، و از آزادی بیانی خواهیم گفت که در نهایت به حکم «شما نمی‌فهمید» رسید.

از تعلیق ِ تغییر تا زمان ِ محال خواهیم گفت و از ایدئولوژی حفظ وضع ِ موجود که نام اصلاح را یدک می‌کشید. در ادامه بعد از تکرار بارها و بارهای فرمان ِ «آدم باشید» به یاد می‌آوریم که حق با مارکس بود. با یاری تری ایگلتون از تفاوت‌های انقلابی یا اصلاح‌طلب با پرسپولیسی یا استقلالی بودن می‌گوییم و از جنایت‌های سرمایه‌داری می‌گوییم که انقلاب کوبا در مقابل آن میهمانی عصرانه‌ای هم نبود.

در پایان باز هم بر اعتقاداتمان تاکیید می‌کنیم. درودهایی می‌فرستیم و سرودهایی می‌خوانیم.

فراموش نکنید که « ما بی‌طرف نیستیمِ، امانت‌دار خودتی». فقط شنونده نباشید، همراه شوید و با ما بگویید.

 

لینک دانلود با کیفیت و حجم پایین (۱۷ مگابایت)

mp3 | ogg ]

لینک دانلود با کیفیت و حجم متوسط (۳۴ مگابایت)

mp3 | ogg ]

لینک دانلود با کیفیت و حجم بالا (۶۸ مگابایت)

mp3 | ogg ]

 

۵۲ دیدگاه برای شماره‌ی هجدهم / مازورفرمیسم

  1. Radiofang می‌گه:

    صداهای استفاده شده در این شماره:
    بهارم دخترم – مرضیه
    Daddy, don’t even die in friday – Goran Bergovic
    Guilty – Yann Tiersen
    Les Jours Tristes – Yann Tiersen
    E la nave va – Anuar Brahem
    سرود انترناسیونال
    Katyusha(Russian Folk) – Red Army Chorus
    Give Peace a Chance – John Lenon
    نسخه ترکی سرود انقلابی Bella Ciao
    سرود انقلابی Wir Wollen
    سرود “می‌خندیم” – از گروهی ناشناس

  2. رحیم می‌گه:

    مادام که یک نظام اجتماعی هنوز قادر باشد اندک رضایت خاطری برای شهروندانش فراهم سازد، نا معقول نیست که مردم قدر آنچه را که دارند، بدانند و برای رسیدن به یک آینده نا معلوم بی گدار به آب بزنند. این قسم محافظه کاری را نباید به سخره گرفت!
    ارادت، واقعا کارتون عالیه و قابل تامله…
    موفق و ثابت قدم باشید

  3. زهره می‌گه:

    هنوز گوش نکردم! اما هوووووووووووووووورااااااااااااااا که منتشر شدین باز
    یه عالمه ابراز ارادت و عشق و دوستی و از این حرفها ….

  4. “حلزون هایی رویِ تردمیل….

    قبل از هر کاری سوسیالیست ها را کشتند،
    ما با خودمان گفتیم: چه بهتر!
    از شرشان خلاص شدیم.
    بعد لیبرال ها را گرفتند،
    سوسیالیست ها نبودند تا شلوغش کنند،
    ما هم چیزی نگفتیم.
    بعد تعدادی از مذهبی ها را هم گرفتند،
    کمی ناراحت شدیم اما در کل اعتراضی نداشتیم،
    مصلحت نبود.
    بعدش ناسیونالیست ها و بیشترِ خودی ها و همه ی نخودی ها و…

    -بیایید وقتِ خودمان را تلف نکنیم
    کسی نمی تواند ادایِ برشت را درست در بیاورد-

    آنها در مجموع همه را گرفتند
    اما با ما کاری نداشتند،
    ما هم از خدا خواسته،
    اول ادایِ سوسیالیست ها را درآوردیم
    و بعد هم بنا به اقتضاءِ زمانه ادایِ لیبرال ها و وطن پرست ها و…
    ما کاریکاتورهایِ مضحک و بی خطری بودیم
    اما چند وقتی که گذشت
    آنها ما را هم گرفتند
    و خُب معلوم است که کسی اعتراض نکرد،
    یعنی کسی نمانده بود که اعتراض بکند…

    حالا خوبیش این است که لااقل ما را نمی کشند
    هر چه نباشد
    آنها همیشه به ما احتیاج دارند،
    و به خاطرِ همین هم ما هنوز به تغییر امیدواریم،
    البته از نوعِ تدریجی
    و آرام آرامش!
    درست مثلِ بالا رفتنِ حلزونی از فوجی….”

    من عاشقِ شمام رفقا
    می فهمید این داستان رو یا نه؟ بنابراین لااقل قرارِ ما باشه ماهی دو شماره، اینقد به مرگ گرفتین ما رو که به تب هم راضی شدیم.

  5. AUOOB می‌گه:

    درود رفقا
    حرف نداشت ، عالی

  6. دوق می‌گه:

    این شماره از مهمترین موضوعات این رادیو بود.و البته یک برنامه برای آن کم است. گوش اصلاحات سنگین است. باید عن ها غلیظ تر شوند تا بو هایشان گفتگویی به دنبال داشته باشند.
    امید که دوستان و مخاطبان در اطلاع رسانی هر چه بیشتر این شماره بکوشند.

  7. میلا می‌گه:

    دوستان عزیز دستتان درد نکند. من بعنوان یک دهه شصتی از آزادی موسوی و کروبی دفاع میکنم ولی خواهان محاکمه آنان بجرم کشتار زنان و مردان آزادیخواه و کمونیست هستم. نمی توان چپ و آزادیخواه بود و بدرستی مخالف اصلاح طلبی دولتی که به منظور مبارزه با تغییر انقلابی مهندسی شده است ، ولی به نقش حاکمیت و همه دست اندرکاران او متوهم بود. نمی توان از کشتار دگراندیشان توسط مائو ، استالین ، خمرهای سرخ و … بدرستی انتقاد کرد ولی در مقابل همسانان داخلی آنان سکوت کرد و درود نثارشان نمود. احمدی نژاد ، قربانی بعدی جنگ قدرت خواهد بود. جمهوری اسلامی در طول حاکمیتش همواره در بحران قدرت، خودی هایش را قربانی کرده است….

  8. مهرداد می‌گه:

    سلام به تمامه چپ گراهای رفیق _زنده ایم تا خلق برای روز موعود اماده شن

  9. وحید می‌گه:

    مازولِفترفرمیسم. اسم او آهنگ هم Wir Wollen نیست دوستان.

  10. عین می‌گه:

    با این برنامه ریزش عجیب مخاطب رو تجربه میکنید که اصلن مهم نیست

    اصلن مهم نیست. اصلن مخاطب زیاد خودش خطرناکه یه جورایی.

    نه خسته.

  11. وحید می‌گه:

    چرا کامنت من رو پاک کردید؟! اینهم حتما از عوارض مازولفترفرمیسم است دیگر. اسم اون آهنگ رو هم اصلاح نکردید، Wir Wollen نیست!

    • رادیوفنگ می‌گه:

      وحید جان فکر کنم عجله کار دستت داد. زود قضآوت کردی و ما کامنتی رو پاک نمی کنیم. اسم اون آهنگ همینه تا جایی که چک کردیم. اگه چیز دیگری است شما راهنمایی کن خوشحال می شویم

  12. علی می‌گه:

    بازم می‌گم مشکلتون اینه افکار مارکسیستی‌تون به طرز بدی روی مخ هس اما اون‌قدر جذابیت داره که گوش کنم :)

    به علاوه می‌شه تکلیف رو مشخص کنید که این یه رادیو سیاسی هس، اجتماعی، فرهنگی، ملی‌گرایانه یا …؟ هر روز یه سازی می‌زنید :)

    • علی می‌گه:

      نظر منم همینه. جذابیت زیادی داره کارتون ولی گاهی مزخرف محض می گید و بعضی وقتها هم به طرز خنده دار و بچه گانه ای افکار مارکسیستی تون رو اشاعه می دید و تریپ ما متفاوتیم میاید.
      این آهنگ گزارشگرتون در این شماره خیلی توهین آمیز بود. یادتون می ره کجا وایستادید
      ولی باز به استناد همون جمله اول گوشتون می دم امیدوارم به عقلانیت نزدیک بشید

  13. ناصر پیشرو می‌گه:

    مثل همیشه داشتم به رادیو گوش می کردم، به تجلیل از موسوی که رسید حالم بهم خورد کار فرهنگی ایشان را ما در دهه ۱۳۶۰ بویژه قتل عام در زندان ها دیدیم. لطفا نام مارکسیسمف پویان ها و دیگر رزمندگان را با تجلیل از این قاتلین آلوده نکنید.

    • میلا می‌گه:

      در کشوری که رابطه پوزیسیون و اپوزیسیون پدیده ای سیال و بدون تاریخ است ، قرار دادن نام موسوی و دیگر رزمندگان امری طبیعی جلوه داده می شود. مبارزه از نوع طبقاتی و غیرطبقاتی اش به جنگ قدرت بالائی ها تقلیل پیدا میکند.

  14. پویا غ می‌گه:

    خسته نباشید رفقا.من همیشه منتظر بودم که به این موضوع بپردازید.وقتش بود.امیدوارم فکر نکنید که کار کوچیکی دارید انجام می دهید چون یقین دارم سر چشمه ی چپ روی های بیشتر در بین مردم و امید به مبارزه میان مبارزان خواهید شد.
    به پیش بروید رفقا که فردا با ماست….

  15. ناصر می‌گه:

    چرا کمنب زا پاک کردین؟فقط موسوی چی طرفدار مازکسیسم کم داشتیم.آن هم پیدا شد: رادیو فنگ

    • -- می‌گه:

      ناصر جان خوشحالم که عاقبت دلیل کافی برای بایکوت رادیو فنگ را هم پیدا کرد و به خلوت احتمالا محق و به نوعی منفعل و مهجورتان باز گشتیده اید. هر وضعیتی مختصات، زمینه ها و کاراکترهای خودش را دارد. میر حسین موسوی با تمام مختصات داشته و نداشته اش، به دلیل تفاوت بارز گفتمانی اش با اصلاح طلبان توانست در التهاب روزهای نخستین بعد از انتخاب به شکل دهی مقاومت مردم یاری برساند؛ چه دوست داشه باشیم و چه نه؛ قصورهایی هم داشته که گاهی تعیین کننده هم بودند. اما با این همه- و با آگاهی به دولتمرد بودنش در آن دوران سیاه- به گمان من و احتمالا رادیو فنگی ها در شرایط عقب نشینی تمام و کمال مهره های اصلی اصلاح طلب، تکرار حرف های شما که از قضا هرگز گره ای نه از بن بست های گفتمانی ما گشوده و نه گره ای از بن بست های عملی مان، نه موضعی رادیکال که به غایت منفعلانه و کینه توزانه است؛ در بطن این شماره- یعنی نقد اصلاح طلبان- تأکید بر تفاوت موسوی با آنها می تواند بر عمل او به عنوان مثال در روزهای نخستین جنبش اشاره کند؛ همان قوت عملی که امروز در هیچ کدام از سطوح جنبش فروکش کرده مان دیده نمی شود. انتظار ندارم پاسخ همدلانه ای بدهید؛ اما گفتارهایی از جنس این رادیو تمام پتانسیل شان همین پیوندشان به وضعیت واقعی و سعی بر رادیکالیزه کردن فضا با توجه به امکانات عملی آن است؛ وگرنه که سالهای آزگار گفته شد که فلانی سگ زرد است و فلانی فلان و بهمان و هیچ آبی گرم نشد؛ چرا که نه می توانست وضعیت را از درون بحرانی کند و نه می توانست ارتباطی با سطوح موجود اجتماع برقرار کند.

  16. R می‌گه:

    این برنامه که ضروری بود؛ خسته نباشید. مدت هاست که نقد گفتمان اصلاح طلبی ضرورت در دستور کار بوده؛ خصوصا برای نسل ما که به نوعی در این گفتمان رشد کردیم و مسیرمان از آن جدا شد. خاتمی فرصت های بیشتری در اختیار ما قرار داده است؛اما فیلتر شدید رفقا؛ با فیلتر شکن نمی شه دانلود کرد برنامه رو؛ می دونم به فکر هستید.

  17. dyar می‌گه:

    کمونیسم تنها راه رهایی بشر است چرا که برا اولین بار قرار است انسان بر سرنوشت خود حاکم باشد.

  18. مسعود می‌گه:

    دیروز صفرمین شماره تان را دانلود کردم و امروز گوش دادم ، هنوز یک شماره گوش کردم و زود است برای اینکه بنویسم ، خوشم اومد ازتون!
    اما حداقل می تونم بنویسم : به اندازه یه شماره خوب! خوشم اومد ازتون!
    خسته نباشید…

  19. کیا می‌گه:

    مرسی رفقا، سلامتان به میر آخر برنامه به من که خیلی چسیبید

  20. ناصر می‌گه:

    آقای ب.ظ (می گویم آقا چون بعید می دانم که زنی آگاهانه به یکی از کسانی که مناره های رژیم آپارتاید جنسی را ساخته، این همه سمپاتی داشته باشد.) دوست گرامی شما بهتر است فکر یک سمعک برای اصلاح طلبان باشید چون به روایت خودتان “گوش اصلاحات سنکین” است. گیرم که ما ” به خلوت انفعالی و محجور خود “رفتیم، اما انتظار شما این است که رادیو فنگ نقش سمعک اصلاحات را بازی کند و مدام برای امثال موسوی “درود “بفرستد ؟! البته بدون یادآوری “دوران طلایی ” امام اش!!! ما هزاران بار “خلوت انفعالی” را شایسته تز از بازی فعال در زمین خونین جناحی از رژیم که از قدرت رانده شده می دانیم.باور کنید در این عرصه پیش کسوتان توده ای – اکثریتی از شما فعال تر بودند. حرف من با دوستان رادیو این است که اگر انتخاب شما امثال موسوی است، چرا به مارکس و تری اگلتن و… دیگران ارجاع می دهید. بهتر است اگر رساله منتظری و بند ج دیگر بکار نمی آید( باور کنید شعار توده ای ها بود)، یا اهل هایک و پوپر نیستید بروید سراغ وبر و کینز. البته بی انصافی است که آنها را هم به شیوه سروش و موسوی اسلامیزه کنید. این انتظار عجیبی نیست!! باور کنید مارکس خیلی شریف و عمیق بود آدم درداش می گیرد که نظراتش چاشنی “درود”های آنچنانی باشد . با احترام و آرزوی بهترین ها ! ناصر

  21. دل آرام آکار می‌گه:

    این شماره خیلی خوب بود! مررررررررسی.

  22. محمد می‌گه:

    خسته نباشید.
    اگه فایلها رو رو یه سرور کمکی که تو ایران بشه راحت دانلود کرد. بزارید. خیلی خیلی ممنون میشم. از سایت چون فیلتره نمی‌تونم دانلود کنم. ممنون

  23. -- می‌گه:

    ناصر جان ماجرا نه بر سر تطهیر دهه ی شصت است؛ و نه بچه هایی که برای ضبط این برنامه ها دارند خطر می کنند شایسته ی برچسب هایی هستند که شما می زنید؛ برای رخنه کردن در انسداد وضعیت ما، تنها با نفی های مطلق و انتزاعی همه ی آنچه در صحنه حضور دارد به جایی نخواهیم رسید؛ شما تنها می توانید کمی جلوتر از حس مشترک یا آگاهی عمومی حرکت کنید؛ وگرنه هرگز صدایتان به گوش مردم نخواهد رسید- گرچه نمی دانم آنهایی که سالهاست که به جای زحمت نقد و روشن کردن نقاط تاریک و تناقض های گفتمان های موجود تنها به نثار فحشی بسنده می کنند چقدر از آگاهی دوران خود جلوترند. به ذکر یک نکته بسنده می کنم: صفت “پیشرو” که شما برای خود برگزیده اید، زاویه ی دید شما را به خوبی توضیح می دهد .. با آرزوی اتحاد ما بر سر آینده مان ..

  24. مهرداد می‌گه:

    درود بر تمامه مارکسیست ها.درباره ای درودی که به موسوی فرستادین خیلی ناراحت شدم هر شخسی که ضد رژیم حرف می زنه در تعریف مبارز مارکس قرار نمی گیره.فکر می کنید اگه جنبش سبزپیروز می شد طبقه ای حاکم برای طبقه ای پرولتر کار می کرد نه امثال موسوی و کروبی وخاتمی همه طرف داره ساختار سرمایه هستن.نمی دونم این حرکت شما برای چی بود ولی من تا اخرین لحظه حتی اگر در ضعف باشم با امثال این ادم ها ائتلاف نمی زنم

  25. کیا می‌گه:

    در مورد اینکه بعضی از دوستان اشاره کردند که موسوی طرفدار سیستم سرمایه داری است من این دوستان را ارجاع می دهم به اظهارات مهدوی کنی در ۱۳ ابان ۹۰ که در سایت تابناک وجود دارد و همچنین اظهارات نوباوه نماینده مجلس که هر دو اذعان کردند که موسوی دیدگاه اقتصادی سوسیالیستی دارد، چیزی که در مناظره های ایشان و عدم دفاع از اصل ۴۴ قانون اساسی نیز تا حدودی نمایان بود.

    یک مورد دیگه خدمت دوستان عرض کنم، بنده با اگاهی نسبتا کمی که دارم در مورد ماتریالیست بودن یک درکی دارم و آن این است که ماتریالیست بودن یعنی این که شرایط زمانی و مکانی است که موضع گیری مارا تعیین میکند. در مورد دفاع از موسوی هم بنده از دوستانی که به شدت به این موضوع انتقاد دارند یک سوال دارم و آن این است که آلترنایتو شما چیست؟ من فکر می کنم شرایط زمانی و مکانی امروز ما ایجاب می کند که از ایشان حمایت کنیم، و تا روزی که با مردم و برای منافع عموم مردم مبارزه می کند، این حمایت لازم است و چپ بودن و طرفداری از دیدگاه مارکس را در تضاد با طرفداری از موسوی نمی دانم، زیرا در شرایط زمانی و مکانی متفاوت می توانیم از راه های مختلف برای رسیدن به هدفمان استفاده کنیم. در پایان لازم است بر این نکته تاکید کنم که عرصه ی سیاست عرصه احساسات نیست، منطق حکم می کند که چه باید کنیم.

  26. m a می‌گه:

    چطوری همراه شیم؟ چجوری نشون بدیم سوسیالیست لازمیم؟ چجوری فریاد بزنیم؟

  27. m a می‌گه:

    سایتتان فیلتر شده . این فایل هایتان را یک جای دیگر هم آپلود کنید که مجبور نباشیم برای دریافت از پشت ابزار های کند عذاب بکشیم

  28. ه. ا می‌گه:

    قرار بود هفته ای یک برنامه بگذارید
    شده ماهی یه دونه! می دونیم که شما هم گرفتارید و جو امنیتی هم خوب نیست. اما ما هم منظریم

  29. حسین خدابخش می‌گه:

    همونجوری که همه میگن کارتون جذاب و شنیدنیه ، سبک کار عالیه ، خوب درش اوردین ، ولی این شماره به هزل وارد شدید که تو ذوق میزنه ، من به اون کرد کله خرتونم گفتم ولی مثه یه کله خر کرد گفت : خیلی باحال بود ! این مخالفت ما با اوایل این شماره معنیش حمایت و دفاع از افراد نامبرده و فحش خورده نیست ولی فک کنم خودتونم قبول دارید که اگه قرار باشه تفاوت ها با هزل و فحش درست بشن مملکت دست بچه های چاله میدون میفته چون اونا تو این زمینه قحار ترن !

  30. $ می‌گه:

    خیلی زیبا و عالی …
    جالب بود …
    ادامه بدید …

  31. auoob می‌گه:

    درود رفقا
    آرش راست می گه ، مخاطباتون بیشتر از اونی هستن که می دونید، من شاهد عینی هستم که این رادیو با بلوتوس یا فلش ردو بدل می شه، جوونایی که اسم مارکسیست رو تا حالا نشنیدن و از هیچ چیز سر در نمیارن می تونن با رادیویه شما متوجه خیلی چیزها بشن ، چیزهای عادی ای که غیرعادی اند! شعر مهدکودک اگه در آخر خوانده می شد شاید بهتر بود ، و درود شما بر کارِ آقای موسوی بود یا خود آقای موسوی؟، در کل اگر بلد بودم و توانایی و دانشش رو داشتم خودم رادیو می نوشتم ، ولی وقتی تواناییشو ندارم فقط می تونم انتخاب کنم که گوش بدم یا نه ، و شاید هم همراهی ، و اگه بهتر از شما رو بلدم ارائه بدم ، البته خالی از لطف نیست که گاهی فوش هم بدم به شما تا معلوم بشه که من خیلی جدی هستم و خیلی چیزا بارمه !

  32. بابک می‌گه:

    رفقا. کجایین. بالاخره فیلتر شدین. خب توقعی جز این نبود. اقلا خبری از خودتون بدین که بدونیم خودتون رو فیلتر نکردن. حتی شده ماهی یه دونه برنامه بدین تلاشتون رو بکنین. رادیو فنگ رو خیلیا گوش می دن. خیلیا آرشیوش کردن و به دیگران می دن. منتظر شماره ی نوزده هستیم.

  33. شراره می‌گه:

    صدای شما را همراه ِ خودم به خیابان می برم هنوز. برنامه های مورد علاقه ام را ریخته ام روی پِلِیِر و در مسیرها گوش می کنم. موقعی که کارهای خانه ام را انجام می دهم، می شنوم تان و فکر می کنم.رادیو فنگ برای من اتفاق ِ ساده ای نبود. حرف هایی که بارها و بارها در ذهن و با دوستان گفته بودیم را از شما- و شاید هم به روایتی دیگر از شما- شنیدم. از نو درباره اش فکر کردم. و حس ِ خوبی است برای ِ من، که رفقای ندیده ای دارم، که تلاشی کرده اند، حرکتی، قدمی برداشته اند و این ارزش ِ زیادی دارد. امیدوارم سایت به زودی راه بیفتد و به زودی، صدای شما دوستان ِ عزیز را بشنویم.

  34. فرهاد می‌گه:

    به عنوان یکی از مخاطبان‌تان که از قضا هم‌جنس‌گراست، مایل هستم و حتا لازم می‌دانم که موضع‌تان در قبال هم‌جنس‌گرایی را روشن کنید. دیدگاه‌های سیاسی شما روشن است، دیدگاه‌تان درباره تفکرات و روی‌کردهای مختلف روشن است، که این به من، اجازه‌ی موافقت یا مخالفت با شما می‌دهد، اما در مورد اخلاقِ مدرن هم‌جنس‌گرایی نه. انتظار دارم به این حدیث بپردازید.

  35. احسان می‌گه:

    لینک‌های جایگزین:
    https://s3.amazonaws.com/RadioFang/radiofang18.mp3 با کیفیت بالا
    https://s3.amazonaws.com/RadioFang/radiofang18low.mp3 با کیفیت پایین
    https://s3.amazonaws.com/RadioFang/radiofang18med.mp3 با کیفیت متوسط

  36. آزاده می‌گه:

    گوشتون دادم کلن….جذابید در این شکی نیست….ولی موضعتونو کلن نیستم…یه دشمنی بی دلیل با اصلاحات و یه جو زدگی حوصله سربر مارکسیستی…

    • سین ح نون می‌گه:

      من موافقم با اتفاقی که در رادیو می افتد اما سوال من این است که شما همیشه مسابل رو یک طرفه به قاضی می برید دوستان؟؟
      اصلاحات هر چقدر هم که بد باشد ، پیامد های خوبی هم داشت و دارد
      مارکسیست ، کمونیسم و … نظام های درستی بودند؟؟ پس چرا با شکست مواجه شدند؟؟ چه اتفاقی افتاد؟؟ یک جای کار می لنگید دیگر.
      دوستان یک طرفه به قاضی نرید. دوستان افراط نکنید چرا که اسلام هم بدون افراط می توانست خوب باشد.

  37. [...] و مبارزه کرد. پی‌نوشت‌ها: لینک برنامه‌ی ۱۸ رادیو فنگ: http://radiofang.org/?p=251 لینک نقد ما بر میخک: http://wp.me/p1DR5R-48 اشتراک [...]

  38. خاتون می‌گه:

    چرا باید مسخره می کردین؟ انتقادهای خوبی به اصلاحات بود اما دقایق اولش فکرش رو هم نمی کردم که بچه های رادیو فنگ اینقدر گستاخانه نه طنزپردازی بلکه مسخره کنند

  39. منوش می‌گه:

    از طرفداران برنامه شما شدم و ظرف چند روز گذشته از شماره یک تا برنامه هجده را گوش دادم، دست مریزاد !
    فقط در آخر برنامه هجده سرم به دیوار کوبیده شد! بری دوستان نیازی به توضیح ندارد که نقش آقای میم در کشتار دهه شصت و بخصوص چپ ها چه بوده است…
    به برنامه هایتان گوش خواهم داد..

  40. Hesam می‌گه:

    از شماره یک شنونده شما هستم و تا ۷۰٪ هم عقیده شمام، اما یه روندی تو رادیو شکل گرفته که واقعا داره بهش ضربه میزنه. اون هم بی ادبی و گستاخی و هجو مخالفانه. کلا قسمت های ساموئل نمیدونم چی از برنامه حذف شه سطحش به شدت بالاتر میره. کاری ندارم تو این شماره به چه کسانی اهانت کرد، اما مهم اینه که اهانت کرد. این ادبیات رو از رادیو دور کنید، خیلی بهتره. تو کوچه و بازار و حتی حرف های دور همی همه مون گوشمون از این دست حرفها پره، اما وارد کردنش به یک محصول فرهنگی اون هم با این سطح مطالب ارزنده کار شایسته ای نیست و حتی میتونه باعث ریزش مخاطبان فرهیخته و مسن تر شه.
    و لطفا همین طور که تا الان اعتدال رو تا حد زیادی لحاظ کردید، از این به بعد هم میانه رو باشید (به معنای حفظ احترام) تا حتی اگر مخالفانتون به شما گوش میدند دل چرکین برنامه رو قطع نکنند.

  41. Zed می‌گه:

    فکر می کنم برای سومین بار دارم این برنامه را گوش می کنم. اول باید بگم یکی از حسرت های من اینه که آخرین سخنرانی آخر خاتمی در دانشگاه از دست دادم. چون روز خیلی خاصی بود.چون اتفاقاتی افتاد که باید از نزدیک می دیدم و می شنیدم. نه اینکه بعد با واسطه بشنوم و بخوانم یا ببینم.
    اما در مورد این برنامه: حس می کنم یکی از برنامه های احساسی شماست. می تونم بگم برنامه های شما دو دسته کلی اند. یکی برنامه هایی که شکل رسمی دارند و مرتب به منابع – مستقیم یا غیر مستقیم – ارجاع داده می شوند. برنامه هایی مثل همین هم هستند که شما مثل هر جمع دوستانه ای دور هم جمع شده اید و نظرات کاملا شخصیتان- احساسی یا منطقی- را می گویید.
    منظورم اینه که برنامه های رسمیتان، قابل استناد هستند و چنین بحث و جدل هایی می توانند مثل هر بحث و جدل دوستانه یا حتا رسمی دیگر باشند.
    یعنی اگر شما به جای این بحث و جدل با آمار دقیق یا با ارجاع به همان منابع همیشگی، دوره اصلاحات را نقد می کردید، نتیجه مطلوب تر و قابل قبول تری می داشتیم!
    خصوصا، خصوصا که به نظر من در جمع شما کسانی که به ظاهر نظر مخالف دارند،اصلا مخالف نیستند و نقش مخالف را بازی می کنند تا نظر احتمالی شنونده ها مطرح و رد شود.
    فکر می کنم حتا اگر قرار بود این برنامه در حد بحث و جدل دوستانه باشد، بهتر بود واقعا کسانی که با شما مخالفند، در بحث حضور می داشتند و بحث واقعی می شد.
    .
    در مورد آن روز خاص و کار بچه ها و واکنش خاتمی دو نکته به نظرم میرسه: یکی از همکلاسی های خودم که افتخار می کرد اون روز توی سالن بوده و دسته جمعی به خاتمی پشت کردند و هو کردند و ضایعش کردند و … فقط با ده روز بازداشت بعد از یک تجمع دانشجویی در همان اوایل دوره احمدی نژاد، پناهندگی گرفت و رفت. یعنی آدمی که مبارزه اش در حد حرف بود. و اتفاقا آدمی که پوست مرا برای پرزنت شدن گلدکوئست هم کند و من نتوانستم بفهمم چطور می شود ادعای چپ و منتقد بودن داشت و گلدکوئستی شد!
    نه اینکه بگویم همه منتقدان آن روز خاتمی چنین کسانی بودند، می خواهم بگویم فضا واقعا انتقادی و دموکراتیک نبوده.-قطعا فقط بر مبنای شنیده ها می گویم- و درست که خاتمی رییس جمهور بوده، درست که باید تحمل داشته باشد، باید تحمل مخالف داشته باشد، چون این را تبلیغ می کرد… ولی به هر حال آخر آخر او هم آدمی مثل همه، که می تواند عصبانی شود، ممکن است حرفی بزند که بعدا پشیمان شود.
    اینکه گفته می دهم بیرونتان کنند – در واکنش سر و صداها و بی نظمی سالن- بدون آنکه بعد، اتفاقی برای هیچ کدام از معترضین آن جمع بیفتد، یک ایراد به آن روز خاتمی است. نه اشکالی به همه شخصیت و رفتارش.
    مسیح علی نژاد در کتاب تاج خار، خاطره روزی را می نویسد که خاتمی را توی مجلس عصبانی می کند و خاتمی به قول معروف سوتی می دهد و جوابی که به مذاق کیهان و امثالهم خوش می آید.
    روز بعد محمدرضا خاتمی، علی نژاد را صدا می کند و با خنده می گوید تقصیر تو نبود، تقصیر برادرم بود و باید مواظب حرف زدنش می بود. بعد هم خود خاتمی، علی نژاد را می خواهد و توی دفترش می بیند و به خاطر عصبانیتش عذر می خواهد..
    مقایسه کنیم با بچه هایی که توی دانشگاه امیرکبیر به احمدی نژاد اعتراض کردند.
    ۲٫ بچه ها واقعا منصفانه نیست که فضای دانشگاه های آن دوره و الان را مقایسه کنیم.آن سال ها،مرتب توی دانشگاه ها تجمع اعتراضی داشتیم. خودم بیشتر دانشگاه های تهران را به هوای همین تجمع ها دیده ام. حالا برای ورود به دانشگاهی که شش سال آن جا بوده ام، مجوز ساعتی می دهند.
    نه فقط فضای دانشگاه، هیچ چیز این دوره با دوره اصلاحات قابل مقایسه نیست. قبول دارم که اصلاحات شکست خورد. ولی حرف شما درست نیست که همه نهادهای مدنی که در آن هشت سال پایه گذاری شد، در یک هفته ویران شد. از این گذشته چه یک هفته، چه یک ماه، چه یک سال. فقط اصلاح طلبان مقصر نبودند. مردم برای نگه داشتن آن دستاوردها چه کردند؟ مگر وقتی گروهی چیزی را بنیان می گذارند، بعد از رفتنشان در ویرانی هم مقصرند؟
    تیر ۷۸ دانشجوی دانشگاه تهران بودم. همه آن ها که فکر می کنند آن روزها می توانست مثل سال ۸۸ باشد در اشتباه بزرگی هستند. آن روزها واکنش مردم به راهپیمایی دانشجویان فقط نظاره کردن بود. حتا بعضی ها جلوی در دانشگاه می آمدند و ما را متهم به برهم زدن نظم می کردند. آن موقع نه اینترنت بود و نه اطلاع رسانی.
    مگر سال ۸۸ هما ما مردم “ما بی شماریم” تا چه اندازه در خیابان دوام آوردند. اصلا چند درصدشان به خیابان آمدند؟
    ۳٫
    در مورد اقای میم-میم و اصرار شما بر درست بودن کارهایش دست کم نسبت به خاتمی
    اولا چرا صبر کردند تا سال ۸۸؟ باید کارد به استخوان می رسید؟ یعنی وقتی دوره اصلاحات تمام شد، نمی دانستند-نمی دانستیم ممکن است به چه ورطه ای بیفتیم؟ شما معتقدید خاتمی سیاستمدار نیست و فرهنگی است، اما میم-میم هست؟
    کاملا مخالفم، فکر می کنم اولین ویژگی یک سیاستمدار سخنوری است که میرحسین متاسفانه در این مورد کاملا ضعیف است. دلمان را خوش کرده ایم به “ادب مرد به ز دولت اوست” ولی بپذیریم، احمدی نژاد یک سخنور قهار است که کتاب “هنر همیشه برحق بودن” را حفظ حفظ است و در مناظره ها کاملا برتر بود و میرحسین بسیار ضعیف.
    اگر یک بیانیه، دلیل درستی کار و روش میرحسین است که در طول این سال ها خاتمی حرف های خوب خیلی بیشتری زده است.
    صرف حصر بودن میرحسین دلیل بی اشکال بودنش نیست. راستی شما هم اتفاقات خاص!!!! دوره نخست وزیری ایشون رو فراموش کرده اید؟ که هیچ وقت هم جواب قانع کننده ای نداشت. یا شعار مهم تبلیغاتی اش که ما باید به ایران دهه شصت و اول انقلاب برگردیم؟ :) )))
    الان این قسمت بود که اصلا حقتونه بیرونتون کنن
    ادامه دارد!

  42. Zed می‌گه:

    ظاهرا بخش اصلی این برنامه، بخش دوم بود: تاکید بر برتری انقلاب به اصلاحات
    این برنامه رو که گوش دادم، فکر کردم باید یک بار دیگه برنامه اول را که به قول خودتان مانیفست شماست، بشنوم. که دلیل این تاکید و اصرار را بفهمم
    به هر حال فکر می کنم، شما در این برنامه سعی داشتید مخاطب را با خودتان همراه کنید، اما موفق نشدید.
    فکر می کنم برای مجاب کردن من-نوعی- مخالف به منابع، دلایل، مثال ها و مستندات خیلی بیشتری احتیاج داشتید.
    مثلا درمورد بحث خشونت در انقلاب، اینکه در قحطی ایرلند یا هر اتفاق دیگری تعداد کشته ها بیشتر از هر انقلابی باشد، هیچ خشونتی در هیچ انقلابی توجیه نمی کند.
    مگر اینکه بخاهیم به سیاق آمار رسانه ای کشور خودمان عمل کنیم و فقط وقتی تعداد قربانیان از حدی بالا رفت، به آن توجه کنیم.
    همه این ها در حالی است که هیچ تضمینی برای موفقیت و نتیجه مطلوب هیچ انقلابی وجود ندارد و خود شما حتا یک مثال از تاریخ انقلاب های جهان نداشتید که بعد از گذشت زمان به دیکتاتوری جدید تبدیل نشده باشند.
    از طرف دیگر اگر بنا باشد، خشونت در انقلاب بر اساس “هدف، وسیله را توجیه می کند”، امری بدیهی و پذیرفته شده باشد، مرا به یاد یکی دیگر از بحث های خودتان می اندازد: خشونت مردود است، مگر از جانب دولت ها
    پس خشونت و جنایت مردود است، مگر اینکه در انقلاب و خصوصا انقلاب سوسیالیستی اتفاق بیفتد.
    اتفاقا شما نتوانستید اصرارتان در مورد برتری انقلاب سوسیالیستی بر سایر انقلاب ها را هم بقبولانید.

  43. Zed می‌گه:

    فکر می کنم انقلاب ۵۷ و اتفاق های سال ۸۸ نشان داد در کشور ما هم انقلاب حلال مشکل نیست. در مورد ۵۷ که هیچ توضیحی لازم نیست و همه درباره اعدام ها و خشونت های سال های اول پس از انقلاب زیاد شنیده و خوانده ایم و خیلی از ایرادهایی که به دوران پهلوی وارد بود به این دوره هم وارد هستند.
    در یکی از بخش ها به رابطه نفت و قدرت شاه اشاره شد ولی ظاهرا نفت و گاز به این زودی قصد تمام شدن و نجات دادن ایران را ندرد!
    از طرفی اتفاقات سال ۸۸ نشان داد،اگر بار دیگر انقلابی در این کشور رخ بدهد، تاریخ تکرار خواهد شد.
    آن روزها که به خشونت و ظلم بسیجی ها و نیروهای لباس شخصی انتقاد می کردیم،بارها دیدیم و شنیدیم که وقتی یکی از بسیجی ها به تنهایی میان سبزها گرفتار می شد، چطور کتک می خورد… و می شنیدیم: همین است دیگر، دعواست.
    از طرف دیگر نفرت و کینه ای که نسبت به مذهب و مذهبی ها در بین تعداد زیادی از مردم ایجاد شده، باعث می شود اگر روزی شرایط برعکس شود و قدرت از دست مذهبی ها خارج شود،فقط حکومت غیردینی خاهیم داشت، نه اینکه لزومن دموکرات یا سوسیال دموکرات.
    و البته یک نکته مهم. اگر اعتراضات و اتفاقات سال ۸۸ به نتیجه می رسید، انقلابی خونین یا مخملین شکل می گرفت، به هیچ وجهه نمی توانستید آن را انقلاب سوسیالیستی بدانید. دغدغه معترضان- که می دانیم بیشتر از طبقه متوسط به بالا بودند- خیلی بیشتر از نان و رفاه،آزادی بیان و رای دزدیده شده و …. بود.
    و اگر پس از این با کم شدن تعداد افراد طبقه متوسط اقتصادی و افزوده شدن به تعداد افراد طبقه فقیر جامعه، اعتراض و انقلابی صورت بگیرد، به نظر من باز هم کارگری-سوسیالیستی نخواهد بود. چون افرادی که از طبقه متوسط به فقیر می روند، بیشتر از آنکه درد نان داشته باشند، می خواهند به رفاه نسبی قبلی شان برگردند.
    مسلما منظورم این نیست انقلاب و اعتراض وقتی به خاطر نان باشد، امتیاز بیشتری دارد. این موضوع را با توجه به برتر دانستن انقلاب کارگری- در بحث شما- به نسبت بقیه انقلاب ها می گویم.
    انقلاب و اعتراض وقتی می تواند منطقی تر و درست تر و نتیجه بخش باشد، که مردم از یک رفاه نسبی برخوردار باشند و آگاهی و دغدغه هایشان بیشتر شده باشد.
    البته که جمهوری اسلامی اشتباه-چه بسا عمدی- بزرگی می کند و با سیاست های اقتصادی کنونی و اضافه کردن تعداد فقرا و کارد به استخوان مردم رساندن، شاخه ای را که رویش نشسته اند اره می کنند. کاری می کنند که اگر روزی این افراد به خیابان ها ریختند دیگر از باتوم و اشک آور و حتا مردن نترسند و به خانه برنگردند.
    این مردم و این فرهنگ و این منفعت طلبی هایی که بین تک تک آدم های جامعه می بینیم، نشان می دهد اگر کار به آن جا برسد، چیزی بهتر نخواهد شد.
    ویرانی از پس ویرانی

  44. بابک می‌گه:

    من یک پیشنهاد بدم:

    تثبیت معادلات سرمایه که تا حدودی به تثبیت جریان تقسیم بندی قدرت در داخل ایران منجر شده توضیح خیلی از پیامدهای احتمالی جهت گیری های گروه های مختلف رو در بر داره.
    بررسی این معادلات در بستر تاریخ می تونه خیلی روشنگرانه تر و تاثیرگزار تر باشه.

    یک تشکر هم بکنم از شما که برنامه راجع به این قضایا ساختین و همینطور قسمت حق با مارکس بود (که باید هم بهترش بکنین هم بیشتر)
    و یک تشکر هم بکنم از کاربر “ابراهیم اکلمان” بخاطر اون قطعه ی محشر که کامنت گذاشته بود

پاسخ دهید

*