شماره شش / خشمگین از امپریالیسم، ترسان از انقلاب

در این شماره صدای ما می‌لرزد و ما با صدایی لرزان خطاب به دوستان ِ نادیده‌مان، که امیدواریم شما هرگز به صف آن‌ها نپیوندید، نامه خواهیم خواند. سپس به کمک محمود درویش از یک شعرشناس، یک بازجو و یک قاتل یاد خواهیم کرد. با همکاری برشت به سراغ ننه‌دلاور و فرزندانش، سرجوخه و کشیش خواهیم رفت. با برشت از به پایان نرسیدن مبارزه خواهیم گفت و تا ۵۳/۱/۱۳ ادامه خواهیم داد تا با مینا و پسردایی مهرداد آشنا شویم و از گل مینای جوان یادی کنیم.

در پایان باز هم درودها خواهیم داشت. این‌بار در روز میلاد کسی حسرت کم داشتن انسان‌هایی همچون او را خواهیم خورد و با یاری احمد کایا به او ادای احترام خواهیم کرد.

هشدار! نوشیدن کوکاکولا در هنگام شنیدن این برنامه توصیه نمی‌شود. بشنوید و با ما بگویید؛

 

لینک دانلود با کیفیت و حجم پایین (۱۰ مگابایت)

[ mp3 | ogg ]

لینک دانلود با کیفیت و حجم متوسط (۲۰ مگابایت)

[ mp3 | ogg ]

لینک دانلود با کیفیت و حجم بالا (۴۰ مگابایت)

[ mp3 | ogg ]

۳۱ دیدگاه برای شماره شش / خشمگین از امپریالیسم، ترسان از انقلاب

  1. آرش می‌گه:

    ممنون . البته هنوز برنامه رو نشنیدم . از صبح ده دفعه سایت رو چک کردم ! ؛

  2. سیاوش انصاری می‌گه:

    جمعه ای دیگر با رادیو فنگ
    سلام آقای کمک و آقای سختی؛ رادیو فنگ برای من نوشت و من برای تو می نویسم. تویی که گاه مرا در خیابان می کشی و بعد با کمکهای الهی گونه خود مرا با دیوارهای مجازی سفارتخانه امنت دربرمیگیری.
    آری این من هستم، مردم، همانکسی که با امیرآبادش چاه خون می شود از گلوله هایتان؛ با طناب نجاتی آمریکایی بر آن. بله من هستم همان که در وال استریت و تحریر در کنار برادرانم می نشینم تا بدانید هیچ نیستید و بترسید از آنچه ما هستیم.
    و تو آقای/خانم فعال دانشجویی پایت بر صفرویکها بنه و از طناب پولادین سفارتخانه خانم کیلنتون بالا برو که اربابانت خوب میدانند چه ساخته اند برای تو. مطمئن باش دیواری بر سرت آوار نخواهد شد.
    و برای تو رادیو فنگ، تنها هیمن
    بمان رفیق

  3. تلخک می‌گه:

    مجبور شدیم سیگارو بکشیم بعد از گوش دادن!

  4. مهدی می‌گه:

    لطفا تو پست‌های هر شماره اسم آهنگی که توی اون شماره استفاده میشه رو بنویسید.
    ممنون :)

    • عماد می‌گه:

      حق با شماست.
      آهنگ‌های این شماره به ترتیب عبارتند از
      The Diarist از گروه Dark Lunacy
      برزخ از انور براهم
      Throw Down the Sword از Wishbone Ash
      سرود فردا از …
      ترانه آخر هم همانطور که در برنامه گفته شده از احمد کایا است/

  5. maryam می‌گه:

    شما منو معتادم کردین

  6. بابک می‌گه:

    اشکم رو در آوردین. نا امیدانه امیدوارم جنگ ویرانمون نکنه

  7. Ana می‌گه:

    خسته نباشید
    از دل برآمدو بر دل نشت

  8. از تهران می‌گه:

    اشک بود و گریه ، لطفا نوشیدن قهوه رم توصیه نکنید

  9. reith می‌گه:

    همه چیز داشت خوب پیش می‌رفت تا رسیدیم به خاوران…

  10. بهروز می‌گه:

    بدون تعارف! اگه داستان‌هایی که تو برنامه می‌خونین رو دوست داشته باشم جای گوش دادن به رادیوفنگ کتابش دستم هست و می‌خونمش یا کتاب صوتیش رو پیدا می‌کنم و گوش می‌کنم. از چنتا برنامه‌ی آخرتون فقط موزیک‌های بین چیز‌هایی که از رو می‌خونین بهم رسیده. البته شاید انتظار من زیاده که دوست دارم برنامه‌هاتون مثل شماره ۲ باشه. با عرض پوزش ولی theme چنتا برنامه‌ی آخرتون با برنامه‌های رادیو صدا و سیمای آقای زرغامی هیچ فرقی نمی‌کنه؛ تفاوتش اینه که اونا آهنگ‌های سنتی پخش می‌کنن (که شخصا اونا رو هم گوش نمی‌دم).

  11. تقی می‌گه:

    تا حالا چند شماره ای رو گوش داده ام. کل کار شما بر بنیانی ناامیدانه و از ادبیاتی بهره میگیره که انگار سی و اندی سال بر ما و اندیشه ما هیچ چیزی نگذشته. انعکاس سخنرانی لنین و آهنگی بر آن و بهره گیری از ادبیاتی که در قحطی مفرط دوران پهلوی از آن استفاده می کردیم – نگارش های برشت و … – آهنگ هائی از مجموعه سرودهای انترناسیونال و درباره هوشی مینه و … یا شما در حال حفاری تاریخی ادبیات منجمد سیاسی هستین و یا آنقدر بزرگسالید که دچار نوستالژی شده اید. هر چه هست، حتی صدای شما هم بسیار غم زده و ناراحت و نگران کننده هست. در پس و پشت تحلیل های شما هم علیرغم گرایش چپی که در مضامین مورد اشاره خود بکار میگیرید، اشاراتی وجود دارد که بر خیابان و شورش های بی معنی و تبعیت از جنجال سبز حکایت دارد. تجربه جامعه بشری رو اگه از چنین و چنان حسی و دوره تاریخی برهانیم و در یک کلیت عمومی تر بنگریم، می بینیم که برای مدیریت مناسبات انسانی، بیش از هر چیز توجه، تخصص و از همه اینها مهمتر نگاهی غیرایدئولوژیک نیاز داریم. تا زمانی که قرار باشه در خیابانها باشیم، از تفکر خبری نخواوهد بود بلکه فقط دهانها هستند که حرکت می کنند و صدا را وسیله ای می نامیم برای اعتراض و اعتراض در بهترین حالت میتواند در چارچوب آنارشیسم معنی دهد و نه چیزی بیشتر. بهرحال، دنبال می کنم برنامه هایتان را ببینم بالاخره قراره چی بگید!

    • شهاب می‌گه:

      «تجربه جامعه بشری رو اگه از چنین و چنان حسی و دوره تاریخی برهانیم و در یک کلیت عمومی تر بنگریم، می بینیم که برای مدیریت مناسبات انسانی، بیش از هر چیز توجه، تخصص و از همه اینها مهمتر نگاهی غیرایدئولوژیک نیاز داریم. تا زمانی که قرار باشه در خیابانها باشیم، از تفکر خبری نخواوهد بود بلکه فقط دهانها هستند که حرکت می کنند و صدا را وسیله ای می نامیم برای اعتراض و اعتراض در بهترین حالت میتواند در چارچوب آنارشیسم معنی دهد و نه چیزی بیشتر.»

      من این قسمت اصلی حرفتون که عمومیت داره و ربطی به رادیو فنگ نداره رو میخوام یه مقدار حلاجی کنم:
      ۱- اصولا تجربه بشری چیزی رو که شما اشاره کردین، نشون نمیده! این دیدگاه فقط یکی از دیدگا‌ه‌های موجوده.
      ۲- این دیدگاه شما مبتنی بر مقوله‌ای است که «نخبه‌گرایی» نامیده میشه و از اقسام دیکتاتوری افلاطونی است که در حال حاضر به شکلی مدرن و در قالب نظام بازار هم دیده میشه. اگر به نظر شما تجربه بشر دیکتاتوری رو تایید میکنه، اونوقت من فکر میکنم که شما از بشری در سیاره‌ای دیگر صحبت می‌کنید.
      ۳- نگاه غیر ایدئولوژیک!!! این اصلاح آنقدر بی‌معناست که من سبک و سنگین کردنش رو به خودتون واگذار می‌کنم.
      ۴- «اعتراض در بهترین حالت میتواند در چارچوب آنارشیسم معنی دهد و نه چیزی بیشتر.» دوست من لطفا با مراجعه به ویکی‌پیدیا در مورد واژه آنارشیسم کمی تحقیق کنید.

      اینکه شما به جمله‌ای که نوشتین معتقد هستید،‌ مسئله‌ای شخصی است. فقط از این جهت که نشان داده باشم نظراتتان شخصی است و نه منطقی این توضیح مختصر رو نوشتم.

  12. مهدی می‌گه:

    بسیار عالی بود
    موسیقی ها از هر زمان بیشتر با متن هماهنگ بود… دست مریزاد

  13. رکسانا می‌گه:

    بهترین کارتون بود. چشمام دریا شد.

  14. حسام می‌گه:

    دست مریزاد، بینهایت زیبا بود. اشک بود و اشک بود و اشک.
    یه عده مثل اینکه دنبال آهنگ های جاستین بیبر و اندی میگشتن اشتباها به این برنامه گوش کردن.

  15. Mehrnoush می‌گه:

    یاد رفیق امیر پرویز پویان همیشه زنده.

  16. امین می‌گه:

    خسته نباشید رفقا

  17. soophy می‌گه:

    che khabare?! hame az ashko ah harf mizanan! noheye hosseini ke goosh nakardin, fekr mikonam bacheha khastan andishei ro bidar konan, va didgah begiran, na inke ashketoono dar biarano tashvigho tajlil begiran.

  18. مهدی می‌گه:

    ما منتظر هفتمیش هستیم

  19. مهیار می‌گه:

    عالی
    مرسی.
    حالم جا اومد. خیلی دلم گرفته بود.

  20. سمیک می‌گه:

    یکی کامنت گذاشته بود که بجز موزیک فرقی با صداو سیما نداشت! راست میگه! من هم معتقدم حزب اللهی ها و کمنیستها یکی هستندفقط حرفاشون رو جور دیگه ای میگن!
    واقعا سوال دارم چطور وقتی که انقلابیون لیبی جنگ با قزافی رو شروع کردند هیچ کس در مزمت جنگ حرف نزد؟! اون موقع دیوارها آوار نمیشدن؟! فقط وقتی که شکست انقلابیون دیگه حتمی شده بود و ناتو به کمک اومد جنگ بد شد و دیوارها آوار شدن؟! اگه روسیه یا چین به کمک انقلابیون میومد باز هم موضعتون همین بود؟! یا اونوقت میشد کمک یک رفیق به رفیق دیگه؟!
    این برنامه افتضاح بود! اول یک سری پیشفرض گذاشته بودین و بعد بر اساس اون و در چهارچوب اون فکر و نویسندگی انجام شده بود.
    برنامه های قبلی مثل فیسبوک و کودکان کار خیلیییییییییی بهتر از این بودند!

  21. Landon Vosakalo می‌گه:

    man farz mikonam harfeshoon doroste aya nabayd be salighe va shoure in hame tarafdare in ketab ha bishtar ehteram mizashtan age harfi daran khob oona ham ketab benevisano chappesh konan

  22. Julia Suladrena می‌گه:

    Nokhost az babate inke name ra ba fonte english type minamayam ozr khahi mikonam valikan taghaza daram name ra motaleye farmayeed.

  23. Jeremiah Alsopp z می‌گه:

    Nokhost az babate inke name ra ba fonte english type minamayam ozr khahi mikonam valikan taghaza daram name ra motaleye farmayeed.

  24. شاهاب می‌گه:

    خدا قوت

  25. حسین می‌گه:

    آقا و خانم محترم جفنگیات چپ رو بزارید کنار. ما با رمانتیسم اتقلابی فقط از چاله ای به چاه دیگری می افتیم.
    باید بنشینیم و با ذهنی باز و دیدگاهی عمیق به تحلیلی واقع گرایانه مسایل بپردازیم.

  26. Zed می‌گه:

    آخر این برنامه نمی شد جلوی اشک را گرفت
    وقتی آرزوهای بربادرفته آن چهار دانشجوی مظلوم و جان خانواده هایشان، در آتش می سوختند…
    وقتی با این شعر، تصویر مادر سهراب یادت می آید که عکس پسرش را در دست داشت و جلوی زندان ها اواره شده بود…
    وقتی فیلمی یادت می آید که توی شورای شهر عکس سهرابش را بالا می گیرد و می گوید: به کدااامین گناه ….

پاسخ دهید

*