ایران

شماره سی و چهارم / طوفان خنده‌ها

این گوش‌خراش‌ترین برنامه رادیوفنگ است. در این شماره ما از میان پارازیت‌ها می‌آییم و بر تکراری، رمانتیک و بی‌فایده بودن خویش صحه می‌گذاریم. از گوش کردن به گزارش‌های لحظه به لحظه افتخارات ملی می‌گوییم. در همین حین صدایمان زیر آنونس اخبار گم می‌شود. چرا که همیشه خبرهای مهمتری هم وجود دارند. … Continue Reading

شماره سی و سوم / از زمین های سوخته

این غبارآلودترین شماره­ی رادیو فنگ است. در این شماره، از دره­های پیچ پیچ زاگرس می­گذریم و در دشت خوزستان، داستان تلخ یک شهر را با زمین­هایی سوخته روایت می­کنیم. از خاطرات شیشه­های لرزان و ترس­های بچگی و عاشق­هایی که از بالای پل پرواز می­کردند. از شهر، که شاهرگ قلبش گرفته است… Continue Reading

شماره سی و دوم / ‍‍‍پافنگ در سرزمین عجایب

این بی سرورترین شماره رادیوفنگ است. در این شماره ما بی هیچ سالْ فنگی دو ساله می‌شویم. به احترام کسانی که این دو سال سال‌‌های آنان بود کلاه از سر بر می‌داریم.

سپس به یاری کافکا به سرزمین محکومان سفر می‌کنیم و با دستگاه عجیب و غریبی آشنا می‌شویم که همکار قاضی جوان شهر است. سپس به سرزمین ناشناخته‌ها می‌رویم و از بلیت‌هایی می‌گوییم که هرگز به مقصد بلوچستان گرفته نمی‌شوند.

بعد از آن به حدیث نفس سربازی گوش می‌کنیم که نمی‌کشد و ابایی از پافنگ شدن ندارد… Continue Reading

انقلاب در روزگاری نامساعد و پاسخ به آن | پرونده بهار عربی – یک

پرداختن به «بهار عربی» چه ضرورتی دارد؟ آن‌هم حالا که بخشی از آن در مصر به ایستگاه دولتی شبه نظامی رسیده‌ست، بخشی در تونس گرفتار تصفیه‌ی نیروهای سکولار و مترقی است، در بحرین و عربستان به نزاع شیعه و سنی فروکاسته شده… Continue Reading

شماره بیست‌و‌هفتم / سوت و کف برای طویله‌ای آباد و صنعتی

در این شماره ما دموکراتیک می شویم. به همین مناسبت با یادی از بابی ساندز به سراغ تاچر می رویم. از آزادی می گوییم، جایی که در آن خرید و فروش سلاح، درست مثل دسترسی به اطلاعات شخصی افراد آزاد است.
با کمک خدایان اسطوره ای یونان، شکوه دموکراسی امروز را به تصویر می کشیم و به صدای سامویل میرانتین از بلندای المپ گوش می سپاریم. بعد از آن به دفتر مرکزی آمازون می رویم تا روایتی از بچه بازی، تجاوز و امنیت ملی بشنویم … Continue Reading

مارش | شماره دو

در دومین جنگ شعر و داستان رادیوفنگ با ما همراه باشید… Continue Reading

شماره بیست و ششم / از خزانه تا ونک

در این شماره در میانه زمستان آلوده تهران به فلکه چهرام خزانه می رویم. فارغ از اینکه شما بدانید فلکه چهارم خزانه‌ای هم در تهران هست. با مجید دنبه و ممد بستنی همراه می شویم و با بُهت به صدای گروه کُر گوش می کنیم. از مفهوم اراذل و اوباش می گوییم و اینکه چگونه می شود که از این نام می ترسیم. با لباس‌های سبز در دادگاه انقلاب راوی کهریزک می شویم و ماجرای ورود اشتباهی «ما» به جایی که قرار بود جای «آنها» باشد را مرور می کنیم… Continue Reading

شماره‌ی بیست و دوم / از ما آلزایمر نخواهید

در این شماره ما با حیرت از وقاحت کسانی که تنور انتخابات‌شان با آتش خانه‌های ما گرم می‌شود خشمگین می‌شویم. از وقاحت جنگ‌طلبان به سراغ وقاحت اعلیاحضرت می‌رویم که خیره در چشم‌های مردم از سیاهی ماست می گوید و آن را به اشک تمساح مزین می کند. با رضا براهنی شما را از کشتن خسرو گلسرخی باخبر می‌کنیم که دوهزار و پانصد سال پیش از این رخ داده است.
با غلامحسین ساعدی از شبه هنرمند خواهیم گفت و از «سانسوری» که سانسور می‌شود تا «ممیزی» نام مستعارش باشد. از زبان سعید سلطان‌پور دشواری متعهد بودن را خواهیم شنید و راوی رنجی می‌شویم که شاعران و نویسندگان ایرانی کشیدند… Continue Reading

شماره‌ی یازدهم / من از شروع شب …

عکس ندارد در این شماره ما تلاش می‌کنیم تا بلندترین برنامه رادیوفنگ را به بلندترین شب سال برسانیم. چنین برنامه‌ای قرارست شاد هم باشد. در این مسیر، ما شکست می‌خوریم. چیزی که خواهید شنید نه آنچنان که باید طولانی است، و نه شادی‌‌آفرین. در این شماره با شما صمیمی‌تر خواهیم گفت از مسیری که برای انتشار

Continue Reading