رادیو

شماره‌ی پانزدهم / سبک تحمل‌ناپذیر هستی

در این شماره ما نمی‌توانیم با استودیو بهار شیراز خداحافظی کنیم و برای یک شماره دیگر در آن می مانیم. با گروه 127 از تفاوت‌هایی می‌گوییم که مهم نبودند.
بعد از آن از اَبَر شرکت هایی می‌گوییم که از صابون تا باتری و از لباس تا لوازم آرایش به ما می‌فروشند. … Continue Reading

شماره‌ سیزده / خیابانهای بسته، راه‌های باز

در این شماره صدای مارا از خیابان می‌شنوید. در ابتدا یادی می‌کنیم از فرار دیکتاتورها. سپس از دوستی یاد می‌کنیم که صدایش را از پشت شیشه‌ی قطار شنیدیم و به این بهانه به روایت شهری می‌پردازیم که هنوز ساکن آن هستیم. از خانواده‌ای میگوییم که مثل منوی رستوران ته‌دیگ، اصل تهرانی‌اند. پس از آن از

Continue Reading

شماره‌ی یازدهم / من از شروع شب …

عکس ندارد در این شماره ما تلاش می‌کنیم تا بلندترین برنامه رادیوفنگ را به بلندترین شب سال برسانیم. چنین برنامه‌ای قرارست شاد هم باشد. در این مسیر، ما شکست می‌خوریم. چیزی که خواهید شنید نه آنچنان که باید طولانی است، و نه شادی‌‌آفرین. در این شماره با شما صمیمی‌تر خواهیم گفت از مسیری که برای انتشار

Continue Reading

شماره‌ی ده / هر کجای تهران که دست می‌گذارم درد می‌کند

  در این شماره ما دو رقمی می‌شویم، و این‌بار درود می‌فرستیم به کسانی که دوست داشتیم اینجا بودند و با ما همراه می‌شدند. با صدای احمدرضا احمدی خواهیم پرسید «حالا چی ژوزه؟». از ناسازگاری ژوزه خواهیم گفت. از مینه‌آسی خواهیم گفت که دیگر نیست. با چمدان شیشه‌ای با تاکسی‌های فرودگاه امام همراه می‌شویم تا

Continue Reading

خط تیره / در مارپیچ سکوت

در این شماره صدای ما را به دلایل غیرفنی نخواهید شنید. فراموش نکنید که ما هم آدمیم. نشنوید، اما با ما بگویید؛  

Continue Reading

شماره هشت / مرا ببخش خیابان بلندم

در هشتمین شماره رادیوفنگ در حالی که کلمات نزار قبانی با صدای ماجده در گوش های ما طنین اندازست قدم به خیابان ولیعصر می گذاریم. با تینا در هراس اش از صدای ترمز ماشین ها در پل پارک وی همراه می شویم، بلافاصله به راه آهن می رویم و از صدای ضجه های حکیمه و

Continue Reading

شماره‌ی هفت / تراژدی یا کمدی؟ بله لطفا

در هفتمین شماره‌ی رادیوفنگ، از بهارشیراز با شما سخن میٰ‌گوییم. در این شماره صداهای ما گرفته است، و ما سعی می‌کنیم با گرفتگی صدا به پرسیدن ادامه دهیم و پرسش اصلی از همین‌ گرفتگی آغاز می‌شود. با شما از تاریخ شکست می‌گوییم، به یاری شفیعی کدکنی با محزون و مفلس و فنایی همراه می‌شویم، تا

Continue Reading

شماره شش / خشمگین از امپریالیسم، ترسان از انقلاب

در این شماره صدای ما می‌لرزد و ما با صدایی لرزان خطاب به دوستان ِ نادیده‌مان، که امیدواریم شما هرگز به صف آن‌ها نپیوندید، نامه خواهیم خواند. سپس به کمک محمود درویش از یک شعرشناس، یک بازجو و یک قاتل یاد خواهیم کرد. با همکاری برشت به سراغ ننه‌دلاور و فرزندانش، سرجوخه و کشیش خواهیم

Continue Reading

شماره‌ی پنج / چگونه پروست نتوانست زندگی شما را دگرگون کند

در این شماره صدای ِ ما را از پس ِ سوزها و سازها می‌شنوید. از استودیویی که نداریم. با شما از کلاس‌هایی می‌گوییم که از آن‌ها فارغ نشدیم. با خبرنگار ویژه‌مان از دوردست‌ها همراه می‌شویم. با اشرار از زاهدان، به پشت ِ مرزهای مه ۶۸ می‌گریزیم و به جستجوی زمانی از دست رفته می‌پردازیم. با

Continue Reading

شماره‌ی چهارم / از فیسبوک می‌خواهیم که کلینتون خفه شود

در این شماره، همزمان با اولین باران پاییزی ما بی‌خانمان می‌شویم. با استودیو فریمان خداحافظی می‌کنیم و در جستجوی استودیوی بعدی در حال اندازه‌‌گیری فاصله‌مان با انقلاب هستیم. در این میان با یک کوچ دسته‌جمعی مواجه خواهیم شد. با برخی‌ها سرشاخ می‌شویم، به بعضی‌ها یادآور می‌شویم که وقتی یک آدم‌خوار با کارد و چنگال غذا

Continue Reading