زندان

شماره سی و چهارم / طوفان خنده‌ها

این گوش‌خراش‌ترین برنامه رادیوفنگ است. در این شماره ما از میان پارازیت‌ها می‌آییم و بر تکراری، رمانتیک و بی‌فایده بودن خویش صحه می‌گذاریم. از گوش کردن به گزارش‌های لحظه به لحظه افتخارات ملی می‌گوییم. در همین حین صدایمان زیر آنونس اخبار گم می‌شود. چرا که همیشه خبرهای مهمتری هم وجود دارند. … Continue Reading

شماره سی و دوم / ‍‍‍پافنگ در سرزمین عجایب

این بی سرورترین شماره رادیوفنگ است. در این شماره ما بی هیچ سالْ فنگی دو ساله می‌شویم. به احترام کسانی که این دو سال سال‌‌های آنان بود کلاه از سر بر می‌داریم.

سپس به یاری کافکا به سرزمین محکومان سفر می‌کنیم و با دستگاه عجیب و غریبی آشنا می‌شویم که همکار قاضی جوان شهر است. سپس به سرزمین ناشناخته‌ها می‌رویم و از بلیت‌هایی می‌گوییم که هرگز به مقصد بلوچستان گرفته نمی‌شوند.

بعد از آن به حدیث نفس سربازی گوش می‌کنیم که نمی‌کشد و ابایی از پافنگ شدن ندارد… Continue Reading

شماره بیست و نهم / قلب مرا بردارید

در این شماره از صدای ِ نامیرای کسی می‌گوییم که اگرچه فریادش سال‌هاست که خاموش شده است، اما طنین فریادش با ماست، حتی اگر نام‌اش «ممنوع» باشد…. Continue Reading

شماره بیست و ششم / از خزانه تا ونک

در این شماره در میانه زمستان آلوده تهران به فلکه چهرام خزانه می رویم. فارغ از اینکه شما بدانید فلکه چهارم خزانه‌ای هم در تهران هست. با مجید دنبه و ممد بستنی همراه می شویم و با بُهت به صدای گروه کُر گوش می کنیم. از مفهوم اراذل و اوباش می گوییم و اینکه چگونه می شود که از این نام می ترسیم. با لباس‌های سبز در دادگاه انقلاب راوی کهریزک می شویم و ماجرای ورود اشتباهی «ما» به جایی که قرار بود جای «آنها» باشد را مرور می کنیم… Continue Reading

شماره‌ی یازدهم / من از شروع شب …

عکس ندارد در این شماره ما تلاش می‌کنیم تا بلندترین برنامه رادیوفنگ را به بلندترین شب سال برسانیم. چنین برنامه‌ای قرارست شاد هم باشد. در این مسیر، ما شکست می‌خوریم. چیزی که خواهید شنید نه آنچنان که باید طولانی است، و نه شادی‌‌آفرین. در این شماره با شما صمیمی‌تر خواهیم گفت از مسیری که برای انتشار

Continue Reading